X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 20 مهر‌ماه سال 1386

شبی فراموش نشدنی که برای همیشه در یاد ها جاودان خواهد ماند

 

او با اجرای زیبای خود دوباره زیبائی آفرید. اجرائی همراه باوقار، قدرت، جذابیت، صفا و صمیمیت!

مکان ملاقات مثل همیشه ایر کانادا سنتر بود و اگر چه سالن اجرای برنامه قدری کوچکتر از گذشته بود ولی همین امر موجب شد تا بین او و مشتاقانش در محیطی خصوصی تر ارتباطی گرم و پراحساس برقرار گردد. احساساتی که امواج لطیفش تمام سالن نمایش و فراسوی آن را در برگرفت!

تا ساعت 8:45 دقیقه همچنان بر صندلی های خود نشسته بودیم و لحظه ی مزین شدن صحنه را با قدوم گوگوش عزیزمان که قرار بود راس ساعت 8 شب صورت پذیرد انتظار می کشیدیم . دلیل تاخیر البته مثل همیشه عدم حضور به موقع مردم در سالن نمایش بود! در حالی که طاقت ها به سر رسیده بود به یکباره چراغ های سالن خاموش شد و فریاد جمعیت سالن را به لرزه انداخت. بر روال همیشگی، طنین آهنگ زیبای طلاق سالن را به وجد آورد و لذت دوباره شنیدن اجرای زنده و با شکوه آن که با نواختن هنر مندانه ی فلوت توسط پدرو آغاز شد رویای بهشتی ما را دوباره زنده کرد. به هر حال، با ظاهر شدن گوگوش بر صحنه، که جایگاه جاودانه ی اوست، تازه حس کردیم که رویائی در کار نبوده و گوگوش عزیز واقعا بر صحنه حضور یافته است! با فریاد جمعیت ، او نیز به پرواز درآمد و همچون ستاره ای تا نیمه های شب ما را بار دیگر با درخشش خود به جشن نور و آینه برد!

 

گوگوش با به تصویر کشیدن عشق، زندگی ، تلاش، و آزادی در آن شب دل انگیز برگ زرین دیگری را به دفترکنسرت های با شکوه خود و خاطرات جاودانه ی دوستدارانش در سراسر جهان افزود. آهنگ های زیبائی که در این کنسرت اجرا شد از جمله عبارت بودند از: طلاق، اتاق من، آی مردم مردم، گل بی گلدون، کویر، پل ، من آمده ام ، دلکوک ، آخرین خبر (دوصدائی با مهرداد)، نیمه ی گمشده ی من، پیشکش، بمون تا بمونم ، نمیاد و کج کلاه خان که پس از اجرای ترانه ی "کج کلاه خان" با خنده گفت:" این آهنگا مال بچگی های مااست! من خجالت می کشیدم اینا را بخونم" (خنده ی جمعیت). همچنین گلچین های زیبائی از سایر جاودانه هایش را با تنظیم جدیدی از اندی جی به صورت کوتاه اجرا نمود که طی آن توانائی های برجسته ی هنریش یکبار دیگر همه را به حیرت واداشت!

نوای دلنشین فلوت ، ملودی های زیبای کیبوردها، ضربه های هیجان برانگیز طبله ها ، صدای شیرین "گیتارباس" توام با کوبه های شادی آفرین "پرکاشن" در همراهی با صدای مخملین گوگوش عزیز از هیچ کوششی فروگزار نکردند. اگر چه نوازنده ی گیتار ، به علت مشکلات مرزی، جایش خالی بود، ولی ارکستر بدون او کار خود را ادامه داد و گوگوش نیز با لطیفه ای عدم حضور او را به اطلاع رساند.

در این کنسرت مشترک، مهرداد نیز با آهنگ های زیبایش سالن را به هیجان در آورد و همه را همراه با خود به رقص و پایکوبی واداشت. حرکات آهنگین و پر جنب و جوشش به مجلس سرایت کرد و

 

 

در گوشه و کنار سالن مردم از صندلی های خود برمی خاستند و با مهرداد ، که در حال خواندن و رقصیدن از یک سوی صحنه به سوی دیگر در رفت و آمد بود، به صورت منفرد یا گروهی همراهی می کردند. آهنگ هائی که مهرداد اجرا نمود از جمله عبارت بودند از: مردا این ور _ زنا اون ور ، ماه من، خانمی، کلبه ی ما و مریم گل.

هر بار که گوگوش و مهرداد بر صحنه ظاهر می شدند، لباس جدیدی بر تن داشتند و لباس هائیکه گوگوش عزیز با انتخابی زیبا برای این کنسرت تهیه دیده بود بار دیگر وجاهت و برازندگی او را به معرض نمایش گذارد.

او شب را با لباس بلند زیبائی به رنگ سبر مغز بسته ای با نقش های ابریشم دوزی شده آغاز کرد و لباس دوم او لباسی سنتی با طرح هائی از گل های سیاه و سفید بود. لباس سوم او تاکسیدوی زیبائی بود که به گفته ی خودش از بوتیک مهرداد آسمانی تهیه شده بود. رقص و حرکات موزون و زیبای او در هر یک از لباس هائی که می پوشید مثل همیشه چشم ها را به سوی خود خیره می کرد و پس از اجرای یکی از همین چرخش ها که مورد تشویق و تحسین همگان قرار گرفت به شوخی گفت:"من سن و سال حالیم نیست!"

آخرین لباس او شامل بلوز زیبائی با طرح های ابریشمی و شلوار جین و دقیقا شبیه به آخرین لباس مهرداد بود که این همگونگی، تصویری حرفه ای از کنسرت مشترکش با مهر داد به جای گذاشت.

 

کنسرت در دو نیمه اجرا شد و هریک از نیمه ها قدری بیش از یک ساعت به طول انجامید و بالاخره در حدود ساعت 11:15 دقیقه شب با ادای احترام به کشور عزیزمان خاتمه یافت. در قسمت پایانی گوگوش و مهرداد در حالی که پرچم شیرو خورشید نشان ایران را در دست داشتند با هیجان و زیبائی هرچه تمام تر به اجرای ترانه ی وطن یا خلیج فارس پرداختند و پس از اجرای این آهنگ در حالی

 

 

که گوگوش پرچم را بر دوش خود انداخته بود هردو همراه با تشویق بی نظیر مردم صحنه را ترک کردند.

در تمام طول شب گوگوش لبخند شادی بر لبهای ما آفرید. او با اجرای تحسین برانگیز ترانه های پر احساسی نظیر آی مردم مردم اشک ها را جاری ساخت. زیبائی کار در آن بود که ما و گوگوش در آن مجلس خودمانی زیبائی های شب را بین خود تقسیم کرده بودیم و یکی دوبار با حالتی پر هیجان گفت:"عجب شبی است امشب"!

سالن 9800 نفری ایرکاناداسنترمملو از جمعیت بود و با توجه به این که فقط یک سال از کنسرت قبلی گوگوش و مهرداد در تورنتوی کانادا می گذرد، حضور جنین جمعیت انبوهی باردیگر محبوبیت روز افزون گوگوش عزیز و این زوج هنری را به ثبوت رساند. در این کنسرت گرم و باشکوه گوگوش تنها یک ملکه ی پاپ نبود. او مادر مابود. خواهر ما بود. دوست ما بود و کوته سخن آن که او یکی از خودمان بود. صدایش از آن ما بود و صدای ما از او.